مهدى فرمانيان
192
آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )
شنيدن آن از ارادت به وى دست برداشتند . « 1 » على محمد شيرازى ظهور خود را در رديف ظهور انبياى گذشته ، مانند حضرت موسى ( ع ) و حضرت عيسى ( ع ) و حضرت محمد ( ص ) قرار مىداد و معتقد بود كه با ظهورش دين جديدى به نام « بيان » تحقق پذيرفته است . وى همچنين اعتقاد داشت « هر ظهورى ، قيامت ظهور قبلى است و شىء تا به حكم كمال نرسد قيامت آن نمىشود . بنابراين قيامت ديانت يهود ، ظهور حضرت عيسى بوده است و قيامت و كمال دين عيسى در ظهور محمد ( ص ) و قيامت و كمال دين محمد ( ص ) در ظهور على محمد شيرازى يا صاحب بيان است و قيامت و كمال دين بيان ، در ظهور « من يظهره اللّه » ( كسى كه خدا او را آشكار مىكند ) خواهد بود » . وى با اين استدلال ، خود را مبشر ظهور پيامبر بعدى شمرد و او را من يظهره اللّه خواند ، و در ايمان پيروانش به دو تأكيد فراوان كرد . « 2 » به هر ترتيب در يك جمعبندى مىتوان چنين گفت كه على محمد شيرازى در سخنان و نوشتههايش توحيد ، نبوت و امامت را انكار نموده و آيين جديدى را ادعا كرده و اسلام و مذهب شيعه را انكار و منسوخ دانسته است . وى در مدت شش سالى كه در ميان مردم معروف و مشهور گرديد و طرفدارانى يافت ، پىدرپى ادعاهاى خود را تغيير مىداد و همانطور كه گفته شد ابتدا به « سيد ذكر » مشهور شد و ادعاى ذكريت نمود . بعد از آن ادعاى بابيت كرد و خود را نايب خاص امام غايب خواند . پس از آن دعوى مهدويت نمود و نهايتا ادعاى نبوت خويش را مطرح ساخت . « 3 » البته منشأ چنين سخنانى را بايد در برخى از اخبار و روايتهايى يافت كه در مورد ظهور امام غايب آمده است كه بر طبق آنها ، چون آن امام آشكار شود ، كتاب و شريعتى جديد آورد . بدين معنا كه چنان اصلاحاتى در دين اسلام به وجود آورد كه مسلمانان مىپندارند دين او شريعت تازه و نو مىباشد . بر اين مبنا بود كه على محمد شيرازى از اينگونه اخبار سود جسته ، دعاوى خود را مطرح كرد . علاوه بر اين اوضاع نابسامان اجتماعى و اقتصادى و سياسى ايران و نيز نااميد شدن مردم
--> ( 1 ) . نبيل زرندى ، پيشين ، ص 298 ؛ عبد الحسين آيتى ، پيشين ، ج 1 ، ص 130 . ( 2 ) . بيان فارسى ، ص 163 . ( 3 ) . سيد على محمد ، بيان ، ص 124 ، 147 ، 266 .